⭐✴ دنیای سحر و جادو ✴⭐ - یه جنگ کوچیک
به این دنیا خوش اومدی

یه جنگ کوچیک

شنبه 3 شهریور 1397 03:02 ق.ظ

نویسنده : ❄* Tila*❄ ...√Dagger√...
سلام
یه داستانه
برید ادامه
سلامممممممم.نگین هستم.یه دختر شاد و شنگول و عاشق شاد کردن دوستام.اگه قرار بود خودم انتخاب کنم که اسمم چی باشه حتما شادی رو انتخاب میکردم چون از نظرم خیلی اسم قشنگی هست.من عاشق چیزای مثبتم عاشق داستان نویسی ام عاشق دوستامم عاشق خنده و شادی کردن.دوست ندارم کسی رو ناراحت ببینم چون دیدن ناراحتی بقیه خیلی بده.دوست دارم همیشه همه رو بخندونم حتی اگه شد یه لبخند کوچولو اما از ته دل.

-سلاااااااام

ایشون افسردس.من بخاطر بودن این نمیتونم خوب کارام و انجام بدم.میشه گفت همیشه باهاش در حال جنگیدن هستم.اون میبینه که من دوستای خیلی عالی ای دارم که همیشه تو شرایط سخت کنارم هستن و دوستم دارن برای همین سعی داره کاری کنه اونا باهام سرد بشن و همیشه باهام بحث میکنه.ولی بعضی وقتا واقعا ازم قوی تر میشه و من میبازم.وقتی میبازم همچی بد میشه.نمیتونم خودم و کنترل کنم و انگار کلا یه ادم دیگه هستم.بعدش دوستای خوبم نگرانم میشن و حتی بخاطرم تسلیم ناراحتیشون میشن که بتونن درکم کنن و شایدم چون میدونن دیدن ناراحتیشون ناراحتم میکنه و برای شادیشون هرکاری میکنم تسلیم ناراحتیشون میشن که من خوب بشم.خب....اخه اونا دوستامن.دوست که کلمه ی الکی ای نیست دوستا برای دوستاشون هرکاری میکنن.
-کی گفته؟ دوستا همیشه تو ناراحتی تنهات میذارن دوستا همیشه وقتی ناراحتی باهات بد رفتار میکنن.بعدشم اونا خودشون و ناراحت میکنن چون فقط تو رو بخاطر شادیت میخوان وقتی ناراحتی نمیتونن تحملت کنن باهات بد میشن عصبی میشن چون اون موقع واقعا براشون قابل تحمل نیستی.
خب اره درسته اونا نمیتونن ناراحتی من و تحمل کنن اونا دوستامن.

-دوست دوست نکن برای من.ببین فقط تو به دوستات اهمیت میدی اونم الکی.اونا هیچکاری برات نمیکنن.بعدشم تو بلد نیستی کسی و شاد کنی من میدونم تو تو غمگین کردن بقیه استعداد داری.دختر غمگین شو خفن شو همه ازت خوششون میاد بذار بقیه ازت بترسن دوستای خفن پیدا کن یا شایدم بهتره همیشه تنها بمونی و حال کنی.

اینطور نیست من عمرا بذارم همچین اتفاقی بیوفته.من دوستای خودم و دوست دارم.اونا یه جورایی خونوادمن.برام عزیزن.تو هیچوقت موفق نمیشی

-من موفق نمیشم؟هه ببین کی این و میگه.گوش بده دختر ببین چی میگم.دوستات الکی درخواستات و قبول میکنن.کی دوست داره درخواستات و قبول کنه یا ارزوهات و براورده کنه اونم ارزوهای مسخرتو؟

ارزوهای من مسخره نیستن.

-میدونی چیه؟ تو یه دختر خیلی شاد و مثبتی! بی خیال شو ! من اگه بیام جات همچی خوب میشه.

نه نمیذارم.من با شادیم بهترین دوستم و هم شاد میکنم.خودت خوب میدونی شادی اون دوستم چقدر برام مهمه! خودت میدونی چقدر اون دوستم و دوست دارم.

-منم اون دوستت و دوست دارم چون من و تو یکی هستیم فقط تو شادی و من غم.حالا....تاحالا فکر کردی اون دوستت نمیتونه نه بگه و برای همین درخواستات و گوش میده؟

اون اگه از چیزی خوشش نیاد هیچوقت بهم نمیگه

-اووووووه عزیزم.اون خجالت میکشه بهت نه بگه چون تو دوستشی

اره من دوستشم.و............و..........

-خیل خب.......

بی خیالم شو

- نهههههههههه من خیلی قویم.دختر بی خیال شو دیگه.ببین دوستات نمیتونن تحملت کنن اون بدبختا رو راحت بذار.مگه شادی دوستات و نمیخوای ؟ اگه پیششون نباشی اونا شادن نگاه تو باعث ناراحتیشونی

*اوردن لحظاتی از ناراحت بودن خودم و ناراحتی دوستام و لحظاتی غمگین و.........*

-دیدی؟دیدی دلیل ناراحتیشون تو هستی

م...........من.........

-ارهههههههههههههههههههه.بهتره تنهاشون بذاری اونطوری وقتی ناراحت هم بشی به کسی اسیب نمیزنی

م.........من............من فقط میخواستم دوستام و شاد کنم.....

*کمرنگ شدن*

-خودت که خوب دیدی...تو نمیتونی....بی خودی تلاش نکن

*تکرار شدن اون صحنه ها*

*کمرنگ تر شدن*

-تسلیمم میشی؟

م........من............فقط شادی دوستام و میخوام....

*اومدن یه پیام تو گوشی از طرف بهترین دوستم*

+هییییییی نگین اینقدر خودت و عذاب نده

ها؟من.......داشتم باهاش حرف میزم...باز این افسرده کاری کرد اوضاع خراب بشه.....

-نگاه کن..پیاما رو ببر بالا......ببین ناراحتش کردی

م....من.........حواسم نبود

-اره درسته تو هیچوقت حواست به اشتباهایی که میکنی نیست...بذار یکم من بیام جات

و........ولی...........اینطوری اون ناراحت میشه

-خب الان تو هم ناراحتی نمیتونی شادش کنی

بذار ازش معذرت خواهی کنم

*نوشتن معذرت خواهی*

*اومدن جواب*

-هعی.......نگاهش کن....ببین چقدر بی حال و ناراحته......اینا همش بخاطر توعه ها میدونستی......تو وظیفته دوستات و شاد کنی ولی ببین چیکار کردی؟ نتونستی در مقابلم تحمل کنی.

ن.......نه...........*گفتن اسم دوست* چ.........چرا باهات اینکار و کردم؟

*اومدن لحظاتی از تلاشم برای شادی اون دوست...خندیدن اون دوست...*

*کمرنگ تر شدن و اشک ریختن*

ن........نهههه.......م.....من............من همیشه لبخند و شادیشو میخواستم....اون....همیشه برام مهم بود همیشه وقتی ناراحت بودم شادم میکرد همیشه کنارم بود.......ولی............هروقت...........خواستم شادش کنم.........موفق نشدم........

*براش نوشتم من هیچوقت نتونستم شادت کنم*

*برام جواب اومد*

+تو همیشه شادم کردی

*پر رنگ شدن *

واقعا؟ من شادت کردم؟ واقعااااااا؟

*اومدن خاطرات بد*

- نه دختر.......الکی اونا رو میگه......نمیتونه بهت بگه تو دلش چی میگذره

*کمرنگ شدن*

م.......من........جلوت و میگیرم

-نمیتونی........همینطور که باهام بحث میکنی نگین ناراحت تر میشه و در نتیجه اون دختر عصبی و ناراحت تر و افسرده تر مثل این موقع ها

*اوردن خاطرات و تکرار شدن اونا*

خاطرات هی تکرار میشدن..........همینطور تا مدتی گذشت.......

-خب حالا چت ها رو بخون

*خوندن چت ها*

+بس کن لطفا

+تمومش کن دیگه همش افسرده ای و منفی حرف میزنی

*کمرنگ شدن*

- دیدی ؟

م.......من.................دست خودم نیست.............................

- تو فقط باید این دختر و از غم نجات میدادی تا هردوتا شاد باشن ولی باختی!

*کمرنگ شدن*

م............من................................................................................................................................

*به خواب رفتن*

-ها هااااااااااااااااااا و بالاخره.......نوبت منههههههههههههه














































بلهههههههههه اینم از ماجرای من! حالا خوب میفهمید چرا اینطوریم! خیلی وقتا هم شده خیلی شادم که همون موقع افسرده جان خاطرات بد و میاره و...................بله دیگه








کامنتا : درک کردی؟
آخرین دستکاری: شنبه 3 شهریور 1397 03:52 ق.ظ