⭐✴ دنیای سحر و جادو ✴⭐ - happy birth day
به این دنیا خوش اومدی

happy birth day

پنجشنبه 7 تیر 1397 04:45 ب.ظ

نویسنده : ❄* Tila*❄ ...√Dagger√...
سلاااااااااااااااااااااام
اگه گفتین امروز تولد کیه؟
امروز تولد دختر شهردار گوست فایره!
لیلیان نه  تیلا رو میگم
چه روزی هم تولدشه هفت تیر ! 
برید ادامهههههههههههههههههههه
رفتم تو قصر کریستوفر 
هی کریس!
کریستوفر : بله ؟
تیلا کجاست ؟
کریستوفر : نمیدونم همش بیرونه به منم هیچی نمیگه 
امروز تولدشه!
کریستوفر : اره میدونم منم همه جا رو براش اماده کردم
واقعاااااااااااااااااااااااااااااا0_________0؟ من ازه اومده بودم بهت درخواست بدم بیا همه جا رو براش اماده کنیم!
کریستوفر : فکر کردی یادم نیست ؟ نگاه کن
همه جا رو نگاه کردم.....خیلی قشنگ شده بود
وااااااااااااااااایییییییییییییییییی خیلی عالیه
کریستوفر : خونواده ی تیلا رو دعوت کردم اونا هم به نایل گفتن بیاد تازه استلا و الفرد هم هستن!
عجبببببببببببببببببببب..............وینست چی ؟ 
کریستوفر : وینست هم دعوته!
عجبببببببببببببببببببببببب..............راستییییییییی میگم.............دوستای تیلا رو دعوت کنم؟ نگو که دعوتشون کردی بذار یه کاری هم من انجام بدم!
کریستوفر : نه من دوستاشو دعوت نکردم!
باشه میرم دعوتشون کنمممممممممممممم
رفتم دنبالشون و دعوتشون کردم
خلاصه شب همه اومدن شخصیتامم دعوت کردم هرچی باشه دوستاشن
از پنجره نگاه میکردم تا ببینم تیلا اومده یا نه.....همراه مدیسون بود....یه لباس خیلی قشنگ هم پوشیده بود....معلوم بود مدیسون مجبورش کرده وگرنه تیلا هیچوقت به خودش نمیرسه 
همه ی چراغا خاموش بود
تیلا اروم در و باز کرد : ام.....سلام!
چراغ روشن شد : تولدت مبارکککککککککککککککککککککککک
تیلا : هااااااااااااااااااا؟0_______0 اوه خدای من!
مدیسون هلش داد تو : برو دیگه زودباش!
تیلا : باشه باشه
بعد رفت تو. به اطراف نگاه کرد.همه جا خیلی قشنگ شده بود
تیلا : وای....چقدر قشنگن! کار کی میتونه باشه؟
کورتنی : فکر کنم......کار کریستوفر!
تیلا : وای.......کریستوفر تو گل کاشتی!
کریستوفر : خوشحالم خوشت اومده
تیلا : انتظار داشتی خوشم نیاد ؟
ببین فقط اون برات تولد نگرفته 
تیلا : اخخخخخخخخخخخخخخخ واقعا معذرت میخوام دست شما هم درد نکنه
مرویس : اشکال نداره ادم وقتی کسی رو دوست داره و میبینه براش اینقدر زحمت کشیده همینطوری میشه!
مدیسون : هرچی باشه تو عاشقشی!
تیلا : عهههههههههههه بس کنییییییییید!
خلاصه بعد خوردن کیک و باز کردن کادو ها
امی : میدونی الان وقت چیه؟
تیلا : چی؟
مدیسون : فکر نمیکنی بهتره با کریستوفر برقصی؟
تیلا : چییییییییییییییییییییییی؟
مدیسون : اره ! کریستوفررررررررر تیلا خیلی دوست داره باهات برقصه!
تیلا : هووووووووووووووووووووف خیل خب!
منم چند تا مدرک جمع اوری میکنم !
لیلیان : بعد منم تو گوست فایر پخشش میکنم تازه به ویلیامم میگم فروت کانتری پخش کنه
تیلا دوید دنبالمون : حسابتونو میرسممممممممممممم
من و لیلیان : الفراررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر
تیلا دوید دنبالمون : خیلی بدجنسییییییییییییید
بقیه : 0_______________0











شارلوت : به به چه خوب تموم شد  شما نظر بدید 



کامنتا : نظرات
آخرین دستکاری: پنجشنبه 7 تیر 1397 10:33 ب.ظ